نویسنده : آمی تیس ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/٢٥

بین چند خفاش و آفتاب پرست نزاع درگرفت خفاش ها پیروز شدند و افتاب پرست را گرفتند، به کاشانه خویش بردند ،آنشب به زندان افکندند. دربامداد بران شدند تااو را باشکنجه تمام بکشند.خفاش ها چون هلاک خود از افتاب می دیدند درباره اونیز چنین پنداشتند و مصلحت در آن دیدند تا اورا دربرابر آفتاب نهند، آفتاب پرست از خدا همین را میخاست. آنان اورا در خانه تاریک و نحس خود به پیش آفتاب نهادند.

حال منصور حلاج نیز چنین بود که گفت:

بکشید مرا که در کشتنم زندگیست ، زندگانیم در مرگ و مرگ زندگانیم می باشد.

( لغت موران. سهروردی)

مپندارید آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند. بلکه زنده اند و نزد او روزی می خورند و از فضل خدا بر خود شادمانه اند.