نویسنده : آمی تیس ; ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/۱۱

نه!

کاری به کار عشق ندارم!

من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر

در این زمانه دوست ندارم

انگار

این روزگار چشم ندارد من و تو را

یک روز

خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا

هر چیز و هر کسی را که دوست تر بداری

حتی اگر که یک نخ سیگار

یا زهر مار باشد

از تو دریغ می کنند...

پس من با همه وجودم

خود را زدم به مردن

تا روزگار دیگر

کاری به کار من نداشته باشد

این شعر تازه را هم

ناگفته می گذارم...

تا روزگار بو نبرد...

گفتم که کاری به کار عشق ندارم!

(دستور زبان عشق)